برچسب: سرنیامدن,
نویسنده: آراد کوشکی
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
نکنید، نکنید آقا!
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
بد بود ها ولی دیگه خیلی بد شده!
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
داریوش می خونه: تو برام خورشید بودی / توی این دنیای سرد / گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد / حالا اون دستا کجاست / اون دو تا دستای خوب. به واقع حالا اون دستا کجاست؟!
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
می گه: تو هجوم مبهم پنجره ها / رو به روم دیوارای آجریه / خورشید روشن فردا ما تو / سهم من شبای خاکستریه / توی این دلواپسی های مدام / جز ترانه های زخمی چی دارم؟ / منم و یه آسمون بی دریغ / من و یه کوره راه ناگزیر...
+ هعی شادمهرِ بی دریغ...
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
+ علی اشرف درویشان درگذشت و از این به بعد آبشوران سر به زیر تر از وسط شهر کرمانشاه خواهد گذشت.
در غروبی آبی، آنچه به زیستن نویدم می دهد همین نکشتن چراغ است، همین باز ماندن این امید روشن و این خسته نبودن، خسته نشدن و ادامه دادن! جز حدیث عشق که نمی خوانم، زندگی ابعاد به قاعده ای دارد!
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی